چند روز پیش، یکی از اساتید سابق بنده، پیام کوتاهی فرستاد: «دردها را مرهمی از جنس مردم لازم است. انتخاب ما، یار آشنا: دکتر کریم زارع». اول خیلی خوشحال شدم که بعد از سال ها این استاد محترم، من را یادش بوده و پیام کوتاه فرستاده ولو انتخاباتی. دوم به فکر فرو رفتم که چطور استادی که نگاه و طرز فکرش را می دانم، همه را دعوت به انتخاباتی می کند که خیلی ها به غیررقابتی بودن و غیر دموکراتیک بودن آن اعتراض کرده اند.
امروز هم یادداشت «دراک» را با عنوان «از مسعود بهنود» خواندم. اگرچه که پیش از برگزاری انتخابات درباره ی لزوم شرکت در انتخابات نوشتم، اما این بار نام آقای «کریم زارع» برای من یادآور روزهایی از فعالیت های گسترده ی اجتماعی است. امروز نیز برخوردی از نوع دیگر.
اول) نخستین باری که یادم می آید، نام «کریم زارع» را بر روی پوسترهای تک رنگ انتخاباتی دیدم، انتخابات مجلس پنجم بود. سال 1374 و من کلاس سوم راهنمایی بودم. سیزده ساله بودم و نمی توانستم رای بدهم. اما پوسترهای تک رنگ و یکنواخت وی را خوب به یاد دارم. با دوستانم که از مدرسه تعطیل می شدیم درباره ی انتخابات خیلی صحبت می کردیم، اگرچه که بیشتر برداشت های ما ظاهری بود. مثلا یادم هست در همان انتخابات، خانم جمیله کدیور هم از شیراز نامزد نمایندگی شده بود این ماجراها همراه شده بود با پیشنهاد عطاءالله مهاجرانی درباره ی دائمی شدن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی. به هر حال با آن سن و سال کم درباره ی این موضوع ها صحبت می کردیم.
دوم) انتخابات مجلس ششم بود سال 1378. من دوره ی پیش دانشگاهی را می گذراندم و با همکلاسی ها برای اصلاح طلبان فعالیت می کردیم. روز قبل از انتخابات بود. طبق قانون انتخابات، فرصت تبلیغات کاندیداها 24 ساعت پیش از شروع انتخابات تمام می شود. آقای کریم زارع چند ساعت بعد از اتمام فرصت تبلیغات، به مرکز پیش دانشگاهی ما (آزاد اسلامی) ما آمد و کلی از خودش تعریف کرد و گفت که ما دانش آموزان، فردا در انتخابات به او رای دهیم. تمام بچه های کلاس که اصلاح طلب بودند و مخالف او، بعد از پایان صحبت هایش به نشانه ی اعتراض او را «هو» کردند. خیلی تعجب کرده بود و انتظار چنین برخوردی نداشت. به خاطر اینکه او علاقه و دلبستگی خاصی به مجموعه ی سازمان مدارس آزاد اسلامی (سما) و دانشگاه آزاد اسلامی دارد.
سوم) انتخابات میان دوره ای مجلس هفتم بود. سال 1384. در دانشگاه مراسمی بود و دوستان من را به عنوان مجری انتخاب کردند. برنامه شروع شد و در میان برنامه ها از حراست به من که مجری بودم، اعلام کردند که دکتر کریم زارع برای بازدید می آید. حدسم درست بود. پیش از انتخابات است و دوباره همان شیوه ی تبلیغاتی. اما این بار در فرصت قانونی تبلیغات بود. به خاطر احترام میزبانی و درخواست مسوولان دانشگاه از وی با کلی ادب و احترام برای سخنرانی دعوت کردم. سلام و احوالپرسی کوتاهی کردیم، دست دادیم و شروع به صحبت کرد و من در کناری ایستادم و نگاه کردم.
چهارم) امروز دور دوم انتخابات مجلس هشتم است. دو نماینده ی باقیمانده از چهار نماینده ی مردم شیراز باید در این مرحله انتخاب شوند. یکی از آن ها دکتر کریم زارع است. اصلاح طلبان در شیراز لیست انتخاباتی ندارند. دکتر کریم زارع در لیست جبهه متحد اصولگرایان حامی احمدی نژاد هم نیست.
انتخاب سختی است. دیدگاهت شرکت در انتخابات برای استفاده از حداقل ظرفیت ها است، باورهایت به رعایت قانون و پاس داشتن اخلاق است. گردش روزگار و شاید بهتر بگویم سیاست ورزی و قدری هم خردورزی. همان می شود که تسخیر کنندگان سفارت آمریکا، اکنون که به آن ماجرا می نگرند، می گویند جوان بودیم و رادیکال.
این بار هم کریم زارع از راه یابی به مجلس باز ماند.
By: ناشناس on آوریل 29, 2008
at 2:39 ب.ظ
برای مردمی که نمی دانند چه می خواهند نمی توانیم بفهمانیم که چه نخواهند و چگونه نخواهند !
By: هومان on می 6, 2008
at 9:12 ق.ظ