امروز جمعه بیست و هشتم تیرماه هشتاد و هفت. بعد از ناهار ظهر آمدم که خبرها را بخوانم. وقتی خواندم که فریدون جیرانی می گوید: «واقعا حیف شد، خسرو شکیبایی جایگزین ندارد.» می توانی حدس بزنی که چه شده است و وقتی که این خبر بد را به دوستانم می گویم، هنوز نمی دانم که سینمای ایران یکی از بزرگترین هنرمندان خود را از دست داده است. من و هم نسلان من، خسرو شکیبایی را به جای آنکه با فیلم های «خط قرمز» یا «هامون» بشناسد، با آثار ماندگاری چون «روزی روزگاری»، «خانه ی سبز»، «اتوبوس شب»، «سالاد فصل»، «مزاحم»، «کاغذ بی خط» و «خواهران غریب» می شناسد. صدای ماندگارش همیشه در یادها می ماند. هیچ گاه یادم نمی رود ده، دوازده سال پیش وقتی که کاست «صدای پای آب» را خریدم. شعر از سهراب سپهری و صدای خسروشکیبایی.
امروز خسرو شکیبایی، پدر «خواهران غریب» در سن 64 سالگی، بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. یادش گرامی باد.

میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا می مونه
واقعا غم انگیز بود رفتنش همانطور که حضورش در فیلم ها شادی بخش بود و بر جذابیت فیلم ها می افزود.
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
By: هومان on جولای 19, 2008
at 8:45 ق.ظ
*** وداعی در بین نیست که این آغاز سلام است…..
By: لیلا محبی on جولای 27, 2008
at 6:13 ق.ظ
I have no comment!
By: noone on آگوست 27, 2008
at 1:33 ق.ظ
شب بخیر
By: ناشناس on اکتبر 8, 2008
at 8:42 ب.ظ